صدای گریه ام را بشنو

چون تمام این اشکها از دوری توست 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 16:13  توسط آجي فاطمه | 

کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ زائده دست خزان نمی شد

کاش فریاد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نی شکست

کاش مرگ معنی عاطفه را می فهمید

ای کاش جدایی معنی انتظار را می فهمید

وبلاخره ای کاش بی وفایی معنی عشق را می فهمید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 16:8  توسط آجي فاطمه | 

 در تاریکی شب سه شمع روشن کردم

      اولی برای بودنت

           دومی برای دیدنت

                 سومی برای بوسیدنت

                      در آخر هر سه را خاموش کردم برای در آغوش کشیدنت.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 16:7  توسط آجي فاطمه | 
روز اول گل سرخی برایم آوردی گفتی همیشه دوستت دارم

 روز دوم گل زردی برایم آوردی گفتی دوستت ندارم 

 روز سوم گل سفیدی برایم آوردی و سر قبرم گذاشتی و گفتی . . .

منو ببخش فقط یه شوخی بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 16:5  توسط آجي فاطمه | 
 
دل می رود ز دستم صاحبدلان خدارا

                                         

                                          دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:56  توسط آجي فاطمه | 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netبه من گفتی که دل دریا کن ای دوست   

 همه دریا از آن ماکن ای دوست

دلم دریا شدو دادم به دستت               

  مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب    

           تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا             

      تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

تن بیشه پر از مهتاب امشب                 

 پلنگ کوهها در خواب امشب

به هر شاخی دلی سامون گرفته        

     دل من در تنم بی تاب امشب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:55  توسط آجي فاطمه | 
 
با سر انگشتان لرزان می نویسم نامه ای

تا بخوانی قصه ی پرغصه دیوانه ای

جای پای اشک بر هر سطور نامه ام

با جوابت چلچراغان می شود ویرانه ام

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:52  توسط آجي فاطمه | 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 زندگی گل زردیست به نام غم

آینه شکسته ایست به نام دل

فریاد بلندیست به نام آه

مروارید قلتانیست به نام اشک

 گل سرخیست به نام عشق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:51  توسط آجي فاطمه | 
 
سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی

آره بازم منم همون دیونه ی همیشگی

فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی می کشم

حقیقتش و واست بگم به آخر خط رسیدم

رفتی منم تنها شدم با غصه های زندگی

 قسمت تو سفر شدو قسمت من آوارگی

 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

((درد می کشم))

 

به روی صفحه زندگی دو برگ زرد می کشم

دوچشم عاشق تو را خيس مي کشم

تو رفتی و بدون تو هيچ کس نگفت با خودش

که من بدون چشم تو چقدر درد می کشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:51  توسط آجي فاطمه | 

 

اگه دلم تنگ مي شه خيلي برات منو ببخش

 

اگه نگام گم مي شه تو شهر چشمات منو ببخش

 

اگر شبها ستا ره ها رو مي شمارم منو ببخش

 

اگه همش پيش همه بهت مي گم دوستت دارم منو ببخش

 

اگه برات سبد سبد گل مي چينم

 

اگه شبها فقط تورو خواب مي بينم

 

منو ببخش اگه تورو مي سپارمت دست خدا

 

اگه پيش غريبه ها بجاي تو مي گم شما

 

منوببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم

 

 تو يه فرشته اي ولي من خيلي باشم يه ادمم

 

من وببخش اگه مي خوام بشي مال خدم

 

منو ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:48  توسط آجي فاطمه | 

یکی را دوست می دارم

 

ولی افسوس که او هرگز نمی داند .

 

نگاهش می کنم تا که بخواند از نگاه من که او را دوست دارم

 

ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند

 

به برگ گل نوشتم من  تو رت دوست دارم

 

ولی افسوس اوبرگ گل را بر زلف کودکی آویخت تو او را بخنداند

 

به مهتاب گفتم : ای مهتاب سر راهت به اوی سلام من رسان و بگو که من اورا دوست دارم 

 

ملی افسوس یک ابر سیاه آمد  ز ره  روی ماه تابان را پوشاند

 

صبا را دیدم وگفتم : صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم  که من اورا دوست دارم

 

ولی افسوس  ز ابر تیره برقی جست و قاصد مرا میان ره بسوزانید

 

یکی را دوست دارم    ولی او هرگز    نمی داند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:46  توسط آجي فاطمه | 

 چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید وبه جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داد زل بزنی وبه جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوستش داری

چقدر سخته دلت بخوادسرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش تمام وجودت له شده

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه ولی مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوستش داری

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی وقتی که دیدیش هیچی جز سلام نتونی یگی

چقدر سخته گل آرزوهاتو  تو باغ دیگری ببینی وهزاربار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگي گل من باغچه ی نو مبارک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:45  توسط آجي فاطمه | 

گفتم به گل زرد چرا رنگ منی

افسرده و دلتنگ چرا مثل منی

من عاشق اویم که رخم زرد شده

توعاشق کیستی که هم رنگ منی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:42  توسط آجي فاطمه | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:39  توسط آجي فاطمه | 

می رسد روزی که بی من روزهارا سرکنی

می رسد روزی که درد عشق را باورکنی

می رسد روزی که تنها در کنار عکس من

نامه های کهنه ام را خواه نا خواه از بر کنی

می روم دور از تو بادونیای خود خلوت کنم

شاید که من روزی به این بیگانگی عادت کنم

کاش می شد عشق را تفسیر کرد

دانه های اشک را تفسیر کرد

کاش میخک بوی تنهایی نداشت

دانه های اشک پایانی نداشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 15:34  توسط آجي فاطمه | 
زندگی چیست ؟
 
 زندگی سه چیز است اشکی که خشک می شود
 
لبخندی که محو میشود
 
یاری که درعالم فراموشی باقی میماند
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 17:1  توسط آجي فاطمه | 
دیگر پس از تو
این زندگی در چشم من جز غمسرا نیست
دیگر پس از تو
ازشعر بودن در من صدا نیست
دیگر کبوتر هاهمه شکسته بالند
دیگر اقاقیها همه افسرده حالند
دیگر صفای عشق هااز خانه پر زد
دیگر نوای مهرها درگوش من نیست
جغد پلید غربت از هر سو به بامم پر کشیده
باوای وای شوم خود برکاغذ دل
طرحی زکابوس شکستن ها کشیده
آئینه دل از هجرت غمگین تودر هم شکسته
چشمان معصوم در انتظار رجعت سبز نگاهت بردر نشسته
تصویر تاریک شب سرد جدائی روی دوبال مرغ بختم نقش بسته
من مانده ام باکوله باری از توهم
من مانده ام باخواب های پر زتشویش
 من مانده ام تنها وبیکس بیگانه از خویش
وز غرش بیدادذ میلرزد تن من
برگرد ،برگرد
تابا نوازشهای چشمان سیاهت
مرهم نهی برقلب خسته
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 17:1  توسط آجي فاطمه | 

هروقت بارون مي باره به اندازه ي همون

 

قطره هاي باروني كه تونستي تودستات

 

جمع كني دوستم داري

 

ولي من به اندازه ي اون قطره هاي باروني

 

كه تو نتونستي تودستات جمع كني

 

دوستت دارم

اگر بگم به اندازه ي تمام دنيا دوستت دارم دنيا يه روز تمام

 

می شود اگر بگم به اندازه ي يك گل دوستت دارم

 

 گل يه روز پرپر مي شه

 

اگر بگم به زلالي اب ابم يك روز كثيف مي شه

 

مي دوني چيه من دوستت ندارم بلكه

 

 عاشقتم عاشق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 17:0  توسط آجي فاطمه | 

 

پس گوش كن اين رو بدون يك عاشق هيچ موقع آبرو نداره

 

بدون عاشق به اميد عشقش زنده هست

 

بدون يك عاشق ، عاشق كشي بلد نيست

 

بدون يك عاشق هرگز دروغ نميگه مخصوصا به عشقش

 

بدون اگه دروغ به كسي گفتي يعني اونو كشتي

 

اگه عشقت رو دوست داري هرگز بهش قول نده

 

خجالت و غرور رو بذار كنار

 

اگه دوسش داري بهش بگو

 

به ساده ترين شكلي كه ميتوني

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 16:57  توسط آجي فاطمه | 
آنچه جذاب است سهولت نيست ،

 دشواري هم نيست ،

بلكه دشواري رسيدن به سهولت است .

 

از كورش جون( كورش كبير )

(( تقديم به دوست خوبم سميه ))

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 16:55  توسط آجي فاطمه | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 16:49  توسط آجي فاطمه | 
 
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

هوای آبی چشمات چی شده که غم گرفته

می دونم تو بی کسی ها بارون نم نم گرفته

چه کسی تو نقاشی هاش چهرتو سیاه کشیده

اونی که قلم به دسته تو رو اشتباه کشیده

شبای ستاره بازی هنوزم یادم نرفته

گر کرفتن دوچشمت قصه آتیش و نفته

بیا با آبی چشمات آسمونو آبی تر کن

سرکی بکش رو ابرا بامنو ترانه سر کن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 16:48  توسط آجي فاطمه | 
 

ميلاد نور مبارك

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 16:42  توسط آجي فاطمه | 

خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر عشقم را می شنوم این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است.
خدا را شکر که مالیات می پردازم این یعنی شغل و در آمدی دارم و بیکار نیستم.
خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم. این یعنی در میان دوستانم بوده ام.
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند . این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم.این یعنی توان سخت کار کردن را دارم.
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم.این یعنی من خانه ای دارم.
خدا را شکر که جای برای پارک نمودن پیدا کردم.این یعنی اتومبیلی برای سوار شدن دارم .
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم. این یعنی من توانائی شنیدن دارم.
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم. این یعنی من لباس برای پوشید دارم.
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم . این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم.
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند. این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.

خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم.
این یعنی من هنوز زنده ام.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 12:44  توسط آجي فاطمه | 

پنج وارونه چه معنا دارد

خواهر کوچکم از من پرسید

من به او خندیدم

 کمی آزرده و حیرت زده گفت :

روی دیوار و درختان دیدم

باز هم خندیدم

گفت که دیروز خودم دیدم پسر همسایه

پنج وارونه به مینو می داد

خنده برم داشت که طفلک ترسید

انقدر بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم

بعد ها وقتی غم

سقف کوتاه دلت را خم کرد

بی گمان می فهمی

پنج وارونه چه معنا دارد

از دوست خوبم http://jazire69.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 16:52  توسط آجي فاطمه | 


حالا که رفتی و از من جدایی

سوالم اینه حقم بود خدایی؟

خداییش حقمه تو اوج دردم

پیشم باشی و دنبالت بگردم؟

بهم عاشق شدن رو یاد دادی

چقدر زود منو رو دست باد دادي


خداییش ساده بودم می دونستم

زیادی تو رو سرتر می دونستم

مــــنو از دست حرفات خسته کردی

خداییش بد منو وابسته کردی

جوونیمو ازم راحت ربودی

خداییش اون که می گفتی نبودی

انصافا تو رفاقت کم گذاشتی

من عاشقو اصلا دوست نداشتی


دل تنهام كه رسما بود با تو

خداییش مشکل از من بود یا تو؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 10:18  توسط آجي فاطمه | 

اون حلقه که تو دستته طناب اعدام منه

                                              ستاره ی غرق به خون تو سفره ی شام منه

تو اونجا غرق زندگی من اینجا غرق حسرتم

                                             مثل دیوونه دارم اشک می ریزم جون میکنم

از خونه بیرون می زنم طاقت موندن ندارم

                                             باید بیام ببینمت یه هدیه ای برات دارم

چقدر شلوغه کوچتون ببین چه شور حالیه

                                             اما تو سفره عقدتون جای یه چیزی خالیه

مگه میشه تو این لباس نبینمت رویایه من

                                           فقط بزار نگات کنم چیزی نگو حرفی نزن

بی دعوت اومدم ببخش،مهمون ناخونده منم

                                          خواستم کنار تو باشم لحظه ی پرپر زدم

چیزی برام نمونده که وصلم کنه به این زمین

                                         غیر یه رگ که بعد تو پاره میشه فقط همین

چشماتو روی من نبند نترس دارم تموم میشم

                                         رو سفره ی عقدت می خوام گلای قرمز بپاشم

این دم آخرم بزار نگات کنم یه عالمه

                                       عزیزکم ببخش اگه چشم روشنیم برات کمه

 

برگرفته از وب داداش میلاد http://bi-kasi.blogfa.com/ 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 14:20  توسط آجي فاطمه | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 16:55  توسط آجي فاطمه | 
هیچ چیزی رمانتیک تر از دریافت یک نامه عاشقانه دسـت نـویس نیست . چیزی که نامه عـاشقانه را از سایر نامه ها مجزا می کند خصوصی بودن آن اسـت. از ایـن طـریـق بـه محبوب خود نشان می دهید کـه او را بـه خـوبـی مـی شنـاسـید و ایـن آگاهی را فقط و فقط از طریق عشق خود بدست آورده اید.
سعی کنید در نوشتن صریح باشید. به او بگویید که دقیقا چه احساسی را در شما ایجاد می کند و چه کاری انجام می دهد که باعث می شود شما یک چنین احساسی داشته باشید. از ضمیر دوم شخص "تو" استفاده کنید تا نامه شما مستقیما او را مخاطب قرار دهد.
البته شما می توانید نامه را به هر طریق که مایل بودید شروع کنید فقط کافی است نام او را ذکر کنید. لازم نیست که از همان ابتدا خیلی احساساتی برخورد کنید. یک "عزیزم" ساده کفایت می کند. نامه را با توضیح یکی از خصوصیات ویژه او که آنرا دوست می دارید شروع کنید. سعی کنید در مورد او از جمله های منحصر به فرد استفاده کنید، مثلا "من هیچ گاه در زندگی خود با کسی که به اندازه تو ....... باشد ملاقات نکرده ام." و یا " هیچ کس هیچ موقع به اندازه تو باعث نشده بود که من احساس ...... کنم." با یک چنین مقدمه ای به او ثابت می شود که رتبه بندی او در ذهن شما با بقیه فرق می کند و جایگاه او از سایرین بالاتر است.
در نوشته های خود احساسات واقعی تان را نسبت به او بیان کنید، از مثال هایی استفاده کنید که نشان دهنده توجه شما نسبت به طرف مقابل باشد. مطمئنا کارهایی که برای خوشحال کردنتان انجام داده برای شما ارزشمند هستند پس بهتر است این امور را مجددا به او یاد آوری کنید. خاطره مورد علاقه تان را مرور کنید، برای آینده آرزوهای خوب کنید و گفتن " دوستت دارم" را نیز فراموش نکنید. لازم نیست که نامه شما خیلی طولانی و یا کوتاه باشد فقط باید صداقت را رعایت کنید و صمیمی باشید.
پیش از اینکه شروع به نوشتن کنید چند لحظه صبر کنید و به محبوب خود فکر کنید. شاید سوالات زیر به شما کمک کند تا بتوانید افکارتان را بهتر به جریان بیندازید:

- بهترین توانایی او چیست؟

- متوجه چه چیزی در او شده اید که خودش قبلا از آن خبر نداشته؟

- رمانتیک ترین کاری که او تا به حال برای شما انجام داده چیست؟

- در امور روزمره زندگی چه کاری انجام می دهد که گویای اهمیت او نسبت به شماست؟

- چه موقع عاشق او شدید؟

- کدامیک از خوبی های او شما را شگفت زده می کند؟

- بهترین خاطره مشترکتان چیست؟

- از زمانیکه به هم پیوستید چه تغییراتی در زندگی شما ایجاد شد؟
هنگامیکه نامه کامل شد یکبار دیگر آنرا با دقت بخوانید و اگر به اشتباهی بر خوردید آنرا تصحیح کنید. این نامه قرار است بارها و بارها خوانده می شود شما که نمی خواهید یک اشتباه کوچک تاثیر آنرا از بین ببرد.

اگر می خوهید تاثیر نامه دو برابر شود باید در آنرا مهر و موم کنید. این روزها پاکت های دارای مهر و موم در هر مغازه لوازم تحریر فروشی پیدا می شوند. اما استفاده از یک تکه شمع آب شده تیره رنگ خیلی رمانتیک تر است. این کار بسیار ساده است: شمع را روشن کنید ، هنگامیکه آب می شد چند قطره از آن را با دقت کافی بر روی در پاکت بچکانید و چند لحظه منظر بمانید تا کاملا خشک شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 16:30  توسط آجي فاطمه | 
 اگر کلید قلبی را نداری ......

قفلش نکن اگر کسی را دوست داری...

خردش نکن اگر دستی را گرفتی..........

رهایش نکن مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 17:4  توسط آجي فاطمه | 

اگه تورو خواستن اشتباهه ...

اگه باتوبودن اشتباهه ...

اگه عاشق توبودن اشتباهه ...

اگه واسه تومردن اشتباهه ...

پس توبهترین و قشنگترین اشتباه زندگی من هستی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 17:1  توسط آجي فاطمه | 
وقتی خاطره های آدم زیاد میشه,دیوار اتاقش پر از عکس میشه ؛اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمی تونی عکسش رو به دیوار بزنی
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 16:59  توسط آجي فاطمه | 
شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبارست!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 16:56  توسط آجي فاطمه | 
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 16:53  توسط آجي فاطمه | 
میری و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 16:49  توسط آجي فاطمه | 

آرزو دارم شبی عاشق شوی.

 آرزو دارم بفهمی درد را.

تلخی برخوردهای سرد را.

می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی.

 می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی.

می رسد روزی که شبها در کنار عکس من

نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 16:35  توسط آجي فاطمه | 

دلم کسی را می خواهد که دوستم داشته باشد ...

شانه هایش را برای گریستن و سینه اش را برای نهاندن سرم و چشمانش را برای خالی

نمودن غم هایم می خواهم دلم کسی را می خواهد که مرا با هر آنچه هستم

دوست بدارد .

با تمام خوبی ها و بدیهایم  با تمام مهربانی ها و نامهربانی هایم  دلم کسی را  

می خواهد که آفتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه دهد  کسی چون تو ...!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 11:39  توسط آجي فاطمه | 
برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد

 چون براین باورند که یاراهی خواهند

یافت یا راهی خواهند ساخت

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 16:31  توسط آجي فاطمه | 
عشق توی عاشق منم

دریا تویی قایق منم

اگه یه روز دزدیدنت

غصه نخور صارق منم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 16:28  توسط آجي فاطمه | 
به گل آفتان گردان گفتن چرا شبا سربه زيري

گفت : آخه ستاره ها چشمك ميزنند من نمي خوام به خورشيد خيانت كنم

" قابل توجه تمام نامرد ها كه وفاداري و بلد نيستن "

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 10:30  توسط آجي فاطمه | 
گام بر مي دارم اما اين گذر بيهوده است
تا کليدِ دل نچرخد فکرِ در، بيهوده است

آه اي گنجشک من در کنج غمهايت بمان
آسمان وقتي نباشد بال و پر بيهوده است

کار با ابرو کمانان آخرش رسوايي ست
تير اگر از چشم برخيزد سپر بيهوده است

 

از دوست خوبم رضا

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 9:25  توسط آجي فاطمه | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 11:59  توسط آجي فاطمه | 

من كه مي دانم به دنيا اعتباري نيست نيست

بين مرگ وآدمي قول و قراري نيست نيست

من كه مي دانم اجل ناخوانده وبي دادگر

سرزده مي آيد و راه فراري نيست نيست

پس چرا  پس چرا عاشق نباشمممممممممم

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 8:21  توسط آجي فاطمه | 
فکر نمی کردی یه روزی دستای من جون بگیرن

بدون تو قد بکشن تا فلک سایه بگیرن

فکر می کردی که نباشی بدون تو یه مرده ام

اینو واسه تو می نویسم تا بدونی زنده ام

منو تنها گذاشتی مثل برگی طوی پاییز

نمی دونستی همین برگ یه روزی میشه بهاری

درسته که از من گرفتی عمرمو جوونیمو

ولی افسوس نتونستی بگیری حس صدامو

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 8:18  توسط آجي فاطمه | 

 

چه بسازی چه نسازی ، دل من کوکه با سازت
همه ی اوج غرورم ، سهم قلب بی نیازت
حال من خوبه با عشقت گر چه دورم از وصالت
واسه من کافیه رویات ، واسه من بسه خیالت
آرزوم ، بودن کنارت ، حتی یک لحظه تو خوابه
چه بپرسی چه نپرسی ، چشم من پر از جوابه
جات رو هیچ کــس نمی گیره توی این قلب حقیرم
اگه باشم توی قلبت بدون از خوشی می میرم
چه بری تنهام بذاری ، چه بمونی تو کنارم
عاشقانه هات با هامن ، من به قصه هات دچارم

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 8:6  توسط آجي فاطمه | 
قسم به عشقمون قسم
همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه
یهو بشی همه کسم
راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم
به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری
چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری
نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم
تو دریا باش و من جویبار عشقو در تو جاری
من از پروانه بودن ها
من از دیوانه بودن ها
من از بازی یک شعلهٔ سوزنده
 که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم
من از هیچ بودن ها
از عشق نداشتن ها
از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم
من از عمق رفاقت ها
من از لطف صداقت ها
من از بازی نور در سینهٔ بی قلب ظلمت ها نمی ترسم
من از حرف جدایی ها
مرگ آشنایی ها
من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم


+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 8:4  توسط آجي فاطمه | 
 
 
گفتم وااااااای سیب زمینی داره میسوزه!!

گفت الهی شیشه ی عمرت بسوزه!!

گفتم خدا کنه همین طور شه!!

گفت برو بمیر بدبخت!!

گفتم اگه خود کشی گناه نبود تا حالا مرده بودم

گفت بیچاره بی اراده ایی

گفتم اراده سیخی چنده؟

گفت سیخی نیست کیلوییه!!

 

بقیش پشت درای بست اگه دوست داری درارو باز کن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 12:38  توسط آجي فاطمه | 

شادی را هدیه کن حتی به کسانیکه آنرا از تو گرفته اند

عشق بورز به آنها که دلت را شکستند

دعاکن برای آنهای که نفرینت کردند 

 باران باش ! نپرس کاسه های خالی ازآن کیست

 بهارشو بخند که خدا همیشه با ماست

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 9:50  توسط آجي فاطمه | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
سكته
دانلودستان جامعه مجازی گفتمان دینی
آخه فاصله تا كي ( آجي معصومه )
رودی به سمت بهشت ( پسر شجاع )
این 2 نت( داداش ايمان )‌
حیدریم وبلاگ یک دانشجو
پلیسور ( داداش محمد )
دل نوشته های از حضور تاظهور
جمعه نوشت یک منتظر
سایـبـان14
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
92/05/01 - 92/05/31
92/04/01 - 92/04/31
92/03/01 - 92/03/31
92/02/01 - 92/02/31
92/01/01 - 92/01/31
91/12/01 - 91/12/30
91/10/01 - 91/10/30
91/06/01 - 91/06/31
91/05/01 - 91/05/31
91/03/01 - 91/03/31
91/02/01 - 91/02/31
91/01/01 - 91/01/31
90/12/01 - 90/12/29
90/10/01 - 90/10/30
90/09/01 - 90/09/30
90/08/01 - 90/08/30
90/07/01 - 90/07/30
90/06/01 - 90/06/31
90/05/01 - 90/05/31
90/04/01 - 90/04/31
90/03/01 - 90/03/31
90/02/01 - 90/02/31
90/01/01 - 90/01/31
89/12/01 - 89/12/29
89/11/01 - 89/11/30
89/10/01 - 89/10/30
89/09/01 - 89/09/30
89/08/01 - 89/08/30
89/07/01 - 89/07/30
89/06/01 - 89/06/31
89/05/01 - 89/05/31
89/04/01 - 89/04/31
89/03/01 - 89/03/31
89/02/01 - 89/02/31
89/01/01 - 89/01/31
پیوندها
آفتاب ايراني(سولماز)
سارا( سميه )
فان ها
مشكات
در انتظار ظهور عشق
عزيز زهرا
حميد رضا پولادي
گل نرگس- اللهم عجل لولیک الفرج
يامهدي ادركني
انتضار موعود
یا حضرت زهرا(س)
امام مهدي
متولد ارديبهشت
الفباي مهدويت
يا اباصالح
منجی
پاونا
پدر آسماني
هيچكس . . .
دادخواه
چی چی ؟
يا لثارات الحسين
عاشقانه ها براي مهدي (عج)
مجله مهدي بلاگ
گلزار شهدا
یاد امام و شهدا
میخوام بگم
رویای خیس
تک درختم سوخت
fereshteh27
دختر یا پسر ؟
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


دریافت كد ساعت